گويی هميشه چنين بوده است ای غريو طلب!
تو در آتش سرد خود میسوزی
و خاكسترت نقره ماه است
تا تو را در كمال بدر تو نيز باور نكنند.
چه استجابت غمناكی!
زخمت
از آن
بدر تمام بود
تا مجوسان
بر گرده ارواح كهن
به قلعه در تا زند
هميشه چنين بوده؟!
هميشه چنين است؟!
کفایت مکن ای فرمان شدن
مکرر شو
مکرر شو
زندگی ای که خلاصه شود در نگاه کردن و خون گریستن و ستم چشیدن و بغض کردن و فریاد نزدن و نگاه کردن و نگاه کردن و نگاه کردن و نگاه کردن، هیچ ارزشی ندارد، هیچ ارزشی. باید دست کرد توی کاسه چشم و این دو تخم سگپدر چشم را با انگشت ها از کاسه در آورد و توی دست چلاند و انداخت جلوی سگ. باید رید توی این زندگی.
|
میعادرلجـن |
Fri 6 Nov 2009
|
1146
یکی اینجا هس
پشت دیوارای شهر شما
که اصلاً از شهر شما خوشش نمی آد
حالام داره بند و بساطشو جمع می کنه
و می ره
|
میعادرلجـن |
Fri 6 Nov 2009
|
.
روز قیامت اولین کسی که باید جواب پس بدهد خداست.
باقی را
پس از تو
تمام نمازها را
قضا باید بجا آورد
باید آرام تر راه بروم تا کمتر عرق کنم، باید تندتر راه بروم تا کمتر فکر کنم. میان این همه اجبار، اختیار هیچ گهی نمی خورد.
تندتر راه می روم.
دستش به قفل پنجره اتاق خانه آخرین طبقه بلندترین برج این شهر نمی رسید، وگرنه هیچ وقت خودکشی نمی کرد.
صدای کُند پاهای تو وقتی که داری می روی
صدای تند پاهای تو وقتی که داری می آیی
در هر دو حال
ضربان لعنتی این قلب لعنتی
تند می زند
با تو آدم حتی اگر هیچ وقت به آرزوهایش هم نرسد دلش نمی گیرد، نقطه مقابل این جمله گفتن ندارد دیگر.
|
میعادرلجـن |
Tue 3 Nov 2009
|
1139
تو
خندان " آمدی "
و
گریان " رفتی "
این وسط
تنها زمان بین این دو اتفاق را
تعادل داشتی/م
قربانت بروم
که همه "قربانت بروم"هایت
دروغ بود